- چرا نمینویسی؟
- شاید بهتر باشد بپرسی نوشتن به چه معنی است.
- خیلی خوب، معنیاش چیست؟
- معنیاش این است که توی خودت فرو بروی، انگار که معدنچی هستی، بعد میتوانی بالا بیایی، لائورا، توی هوای پاک و خالص، با دستهای من که از خودم پُر است.
- از معدن چی در میآوری، طلا، نقره، سرب؟
- خاطره! گلولای خاطره!
لائورا_دیاس
کارلوس فوئنتس
BookTop
دارم سریال silent (2022) رو نگاه میکنم. رسیدم قسمت پنجم.
سریال قشنگیه. دوسش دارم.
این مدت اتفاقات زیادی افتاده که میشه در موردشون بنویسم. اما علاقهم به نوشتن روزمرهگیها از بین رفته.
گاهی یه خط بنویسم که چراغ وبلاگ روشن بمونه. شایدم شد که مثل سابق نوشت.
دارم کتاب "ذهنهای پراکنده" از گابور ماته، رو می.خونم. رسیدم صفحه ۱۵۰. به نظرم کتاب خیلی خوبیه.
واقعا هرچقدر شگفتیهای دنیا رو درک میکنی، بازم کمه.
یه کارشناس میگفت، وقتی طارمی مقابل مصر، پنالتی رو گل نکرد، باید تعویضش میکردن، چون بعد از اون، دیگه نتونست به بازی برگرده.
چقدر شبیه زندگی واقعیه. گاهی با یک شکست یا خطا، دیگه نمیتونی به جریان زندگی برگردی.
میشه مثل مسی بود که بعد از خراب کردن پنالتی، دو تا پستسرهم گل زد :/
+ یکشنبه فکر کنم تعطیل رسمی بود. اما کارفرمامون همه رو مجبور کرد بریم سر کار. کار هم نبود، نشستم از هوش مصنوعی خواستم، ریاضیات، مبحث انتگرال رو بهم یادآوری کنه. هیچی یادم نمونده. اما با خوندن مطالب میشه از گوشههای ذهنت بکشی بیرون.
با هر مطلبی که میخوندم، یاد ایام نوجوانی و اوایل جوانی میافتادم. حس میکردم اون نوجوان، هنوزم داره تو وجودم نفس میکشه و دلش برام تنگ شده بود!!!