-
جمعه
جمعه 3 مهر 1405 22:49
از سختیهای زن بودن، همین روز اول پریوده. با کمردرد و خونریزی و ضعف، صبح باید بری سر کار. گاهی آرزو میکنم کاش ما هم زور و قدرت مردها رو داشتیم. اون وقت استقلال خیلی راحتتر بود. ولی دنیا هر چیزی رو با مکملش ساخته. به نظرم زنها هوش عاطفی بالاتری دارن، اما بعضی وقتا آقایون عمیقتر احساسات رو درک میکنن. چند وقت پیش،...
-
شنبه
شنبه 28 شهریور 1405 18:36
دارم آهنگ "باز آمدی ای آشنا" از عهدیه رو گوش میدم. + دیروز داشتم یه کلیپ از یاشار سلطانی رو گوش میدادم در مورد فروش نفت کشور. خیلی غمگینم که کشورم دچار فساده. یعنی روزی رو میبینم که وطنم حالش خوب باشه؟ جوونهاش شاد باشن؟ نمیشه کسی که به کشور و هموطنش خیانت میکنه رو بخشید. وطن ریشهست. + متن زیبایی هست:...
-
پست ثابت- گیلپیشی
پنجشنبه 26 شهریور 1405 21:03
امروز یکی از دوستام بهم گفت که یکی داره با اسم من برای بقیه کامنت و پیام میذاره. هر کی این کار رو میکنه، حداقل یه ذره شجاعت داشته باشه و با اسم خودش هر غلطی خواست بکنه. + بعد از خوندن این پست که دیگه لو میره، اما واسه قبل رو توجه کنید، همیشه " گیلپیشی " رو با نیم فاصله مینویسم. پیوسته، با اشتباه تایپی یا...
-
پنجشنبه
پنجشنبه 26 شهریور 1405 16:31
از سختیها که عبور میکنم، به خودم میگم خب آگاهی و عقل، تاوان داره! تاوانش سختیهایی هست که تحمل می کنیم. بعد دوباره گرفتار روزمرهگیها و آی دلار فلان شد، آی امروز ترامپ آب خورده، الان تورم میشه! برای دستمزد ناچیز سگدو بزن که آخرش چی! هیچی! + میگه وقتی کسی رو به عنوان دستیار و زیردست میارن پیشت، اون نیروی جدید رو...
-
نوشتن
دوشنبه 16 شهریور 1405 00:06
- چرا نمینویسی؟ - شاید بهتر باشد بپرسی نوشتن به چه معنی است. - خیلی خوب، معنیاش چیست؟ - معنیاش این است که توی خودت فرو بروی، انگار که معدنچی هستی، بعد میتوانی بالا بیایی، لائورا، توی هوای پاک و خالص، با دستهای من که از خودم پُر است. - از معدن چی در میآوری، طلا، نقره، سرب؟ - خاطره! گلولای خاطره! لائورا_دیاس...
-
جمعه
جمعه 6 شهریور 1405 21:41
دارم سریال silent (2022) رو نگاه میکنم. رسیدم قسمت پنجم. سریال قشنگیه. دوسش دارم. این مدت اتفاقات زیادی افتاده که میشه در موردشون بنویسم. اما علاقهم به نوشتن روزمرهگیها از بین رفته. گاهی یه خط بنویسم که چراغ وبلاگ روشن بمونه. شایدم شد که مثل سابق نوشت.
-
۱۹ مرداد
دوشنبه 19 مرداد 1405 16:30
دارم کتاب "ذهنهای پراکنده" از گابور ماته، رو می.خونم. رسیدم صفحه ۱۵۰. به نظرم کتاب خیلی خوبیه. واقعا هرچقدر شگفتیهای دنیا رو درک میکنی، بازم کمه.
-
۱۵ تیر ۱۴۰۵
دوشنبه 15 تیر 1405 23:39
یه کارشناس میگفت، وقتی طارمی مقابل مصر، پنالتی رو گل نکرد، باید تعویضش میکردن، چون بعد از اون، دیگه نتونست به بازی برگرده. چقدر شبیه زندگی واقعیه. گاهی با یک شکست یا خطا، دیگه نمیتونی به جریان زندگی برگردی. میشه مثل مسی بود که بعد از خراب کردن پنالتی، دو تا پستسرهم گل زد :/ + یکشنبه فکر کنم تعطیل رسمی بود. اما...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 28 خرداد 1405 20:41
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 5 تیر 1404 20:13
کامنتهای این پست بدون نیاز به تایید، ثبت میشن. میذارم این پست بمونه، اگه گذر کسی افتاد، هرچی دل تنگش خواست بنویسه یا حتی فحش بده :/