-
پنجشنبه
پنجشنبه 23 بهمن 1404 23:23
نشستم سینمایی "منِ پیش از تو" رو نگاه کردم. انقدر گریه کردم واسه پایانش. دلم خواست با یکی صحبت کنم و گریه کنم. به خودم گفتم دختر، رها کن. سپید خودش کم درد و مشکلات داره. حالا منم بشینم باهاش برا یه فیلم عزاداری کنم :( اصلا نباید فیلمهای احساسی رو تماشا کنم. عواطفم رو خیلی درگیر میکنه. به مشاور گفتم میشینم...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 9 بهمن 1404 22:08
آدم از زنده بودنش احساس گناه میکنه. اما شاید مرگ واقعی واسه ماست که داریم این روزگار رو میگذرونیم.
-
جمعه
جمعه 3 بهمن 1404 21:43
دلم واسه دوستای مجازیم تنگ شده. انقدر غرق دنیای اطراف و دنیای درونم هستم، فرصت نمیکنم یا شاید هم نمیدونم از چی بنویسم. البته شور و اشتیاقش هم نیست. داخل یه کشتی هستیم که درگیر طوفانه. امیدوارم کشتیبان ما رو به بهترین مسیرها هدایت کنه. خیلی چیزها از دایره اختیار شخصی خارجه. امیدوارم آگاهیم به جهان، خالق و انسانیت به...
-
به نام خدا
یکشنبه 16 آذر 1404 20:47
خیلی وقته ننوشتم. نمیدونم از چی بگم. آخه هدفی واسه نوشتن از روزمرهگیها ندارم. امشب هوا کمی بارونیه. میشه گفت دومین بارون پاییزی، برای یه منطقه کوهستانی! امروز رو مرخصی گرفته بودم. کمی سرما خوردم، امیدوارم بدتر نشه. نمیدونم چرا جدیدا زود به زود سرما میخورم با سرفههای شدید.
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 5 تیر 1404 20:13
کامنتهای این پست بدون نیاز به تایید، ثبت میشن. میذارم این پست بمونه، اگه گذر کسی افتاد، هرچی دل تنگش خواست بنویسه یا حتی فحش بده :/